محمد مهدي تهراني: حکایت این روزها در انقلابی آرمانی که هر روز گامی به سمت خلوص، تعالی و رشد پیش میگذارد، برای آنان که نهضت امام(ره) را تجربه کردند، چندان جدید نیست. رقابت امروز اصولگرایان در برابر هم شاید از برخي جهات مشابه باشد. یعنی همان زمان که جریانهاي غیر معتقد به خط امام از دایره خارج شدند و باب رقابت در میان انقلابیون باز شد.
به گزارش رجانیوز، آن روزها محمد علی انصاری در نامهای که خطاب به امام نوشت، مختصاتی از شرایط سیاسی روز را به قلم آورد. آن روزها برخی با تکیه بر ضرورت وحدت، از مصلحتها سخن میگفتند و کشیده شدن رقابت در درون انقلابیون را به مصلحت نظام نمیدانستند. انصاری در چنین فضایی در نامه خود خطاب به امام به این مسئله اشاره کرد که در صدر هر دو جریان مطرح انقلاب که بعدها به روحانیت و روحانیون معروف شدند، شخصیتهای انقلابی قرار دارند و این قضاوت را دشوار میکند. او از نگرانیهای خود نسبت به تبعات این نوع رقابتها سخن به میان آورد و با این مقدمه نظر امام را جویا شد.
در متنی که او به رشته تحریر درآورد، چنین میخوانیم: «مسئله مهمی که موجب این نوشته گردید، این است که از اول پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تاکنون که در خدمت بوده ام، شاهد ظهور و افول جریانهاي فکری و عقیدتی- سیاسی فراوان و متنوعی بودهام که بحمدالله تعالی جریانات انحرافی و الحادی منزوی شدهاند، ولی دو جریان عقیدتی و سیاسی که هر دو نیز وابسته به انقلاب و مدافع اسلامند و طرفداران زیاد و شخصیت های معتبر دارند، امروز به شکل جدیتری در میدان رقابت با یکدیگر قرار گرفتهاند که این رقابت صرفا در جنبه تئوری نیست بلکه در تمامی میدانهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بروز کرده است و احتمالاً هرچه جلوتر برود، بر ادامه رقابتها و در حقیقت، تضادهای خواسته و ناخواسته افزوده میشود که جدای از آن تبعات و آثاری که در کشور به بار می آورد، در مقطع کنونی یک نوع حیرت و سرگردانی شدید در میان طرفداران و افراد هر دو گروه به وجود آورده است که حقیر از جمله این افرادم و نمی دانم وظیفه چیست و چه باید کرد.»
انصاری ادامه داده بود: «آن چیزی که این تحیر را افزون می کند، این است که از یک طرف میبینیم اجرای نظریات کلی و سیاسی و اقتصادی هر کدام از این دو جریان در کشور و انقلاب منتهی به نتایجی میشود که طرف مقابل آن را خلاف مصلحت میداند، به همین دلیل است که در انتخابات مجلس و دولت و امثال اینها رقابتها فشردهتر و جدیتر گردیده و از طرف دیگر در مواضع کلی و اصولی انقلاب، مانند دفاع از اسلام و محرومین و مبارزه با شرق و غرب آنقدر مرز مواضع نزدیک و در حقیقت آمیخته است که چیزی به نام اختلاف مشاهده نمیشود و مزید بر این مسئله همه میدانیم که اکثر رهبران و افراد مسئول این دو جریان از چهرههای مبرز و شخصیتهایی هستند که بالاترین شاخص اعتبار آنان ارتباط طولانی با حضرتعالی در کسب فیض علمی و اخلاقی و سیاسی بوده است و هر کدام به گونهای در انقلاب سهیم بودهاند و مهمتر از همه اینها اینکه در جریان تائیدات حضرتعالی میبینیم که اکثر افراد این دو جریان با هم مورد حمایت و عنایت بودهاند و هر گاه یکی از این جریان تائید شده است، مدتی بعد جریان دیگر تائید گردیده و نمونهها زیاد است.»
انصاری نوشته بود: «برای حضرتعالی که در تعقیب اهداف بسیار بزرگتر از فکر و استعداد ما هستید، مسئله روشن است ولی متاسفانه ما نتوانستهایم آن را درک و حل نماییم و از آنجا که ما برای افکار و اندیشههای خود بدون تائید ولایت هیچگونه اصالت و ارزشی نمیشناسیم و شدیداً محتاج به رهبری و هدایت حضرتعالی میباشیم، احساس میکنم که این مسئله از حوادث واقعهای است که اکثر مردم و خصوصاً جوانان پرشور و انقلابی کشور و دانشگاهها و حوزهها با آن مواجهند و حل این مسئله فقط از مسیر نظریات و رهنمودهای حضرت مستطاب عالی امکانپذیر میشود.»
پاسخ امام به محمد علی انصاری که بعدها به منشور برادری معروف شد، در نوع خود جالب توجه بود. امام وجود اختلاف نظرها در سایه وحدت و برادری را مفید به حال انقلاب و طبیعی دانستند و توضیح دادند که در نظر ایشان نیاز نیست همه افراد تابع محض يك جريان باشند.
امام خمینی(ره) انصاری را کمی احساساتی! دانستند و نوشتند: «كتابهاى فقهاى بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سليقهها و برداشتها در زمينههاى مختلف نظامى، فرهنگى و سياسى و اقتصادى و عبادى، تا آنجا كه در مسائلى كه ادعاى اجماع شده است، قول و يا اقوال مخالف وجود دارد و حتى در مسائل اجماعى هم ممكن است قول خلاف پيدا شود، از اختلاف اخباريها و اصوليها بگذريم. از آنجا كه در گذشته اين اختلافات در محيط درس و بحث و مدرسه محصور بود و فقط در كتابهاى علمى آن هم عربى ضبط مىگرديد، قهراً تودههاى مردم از آن بيخبر بودند و اگر با خبر هم مىشدند، تعقيب اين مسائل برايشان جاذبهاى نداشت. حال آيا مىتوان تصور نمود كه چون فقها با يكديگر اختلاف نظر داشتهاند- نعوذباللَّه- خلاف حق و خلاف دين خدا عمل كردهاند؟ هرگز.»
امام از کشیده شدن حرفهای فقها در موضوعات تخصصی به رادیو و تلویزیون ابراز خرسندی کردند و فرمودند هميشه بايد باب اجتهاد باز باشد. ایشان همچنین با اشاره به اختلاف نظرها در مورد مسائل مختلف سیاسی و اقتصادی تصریح کردند: «شما بايد توجه داشته باشيد تا زمانى كه اختلاف و موضعگيريها در حريم مسائل مذكور است، تهديدى متوجه انقلاب نيست. اختلاف اگر زيربنايى و اصولى شد، موجب سستى نظام مىشود و اين مسئله روشن است كه بين افراد و جناحهاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سياسى است ولو اينكه شكل عقيدتى به آن داده شود، چرا كه همه در اصول با هم مشتركند و به همين خاطر است كه من آنان را تأييد مىنمايم.»
امام راحل ادامه دادند: «آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى كشور و مردم مىسوزد و هر كدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمين طرح و نظرى دارند كه به عقيده خود موجب رستگارى است. اكثريت قاطع هر دو جريان مىخواهند كشورشان مستقل باشد، هر دو مىخواهند سيطره و شرّ زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خيابان را از سر مردم كم كنند. هر دو مىخواهند كارمندان شريف و كارگران و كشاورزان متدين و كسبه صادق بازار و خيابان، زندگى پاك و سالمى داشته باشند. هر دو مىخواهند دزدى و ارتشا در دستگاههاى دولتى و خصوصى نباشد، هر دو مىخواهند ايران اسلامى از نظر اقتصادى به صورتى رشد نمايد كه بازارهاى جهان را از آنِ خود كند، هر دو مىخواهند اوضاع فرهنگى و علمى ايران به گونهاى باشد كه دانشجويان و محققان از تمام جهان به سوى مراكز تربيتى و علمى و هنرى ايران هجوم آورند، هر دو مىخواهند اسلامْ قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چيست؟ اختلاف بر سر اين است كه هر دو عقيدهشان است كه راه خود باعث رسيدن به اينهمه است. ولى هر دو بايد كاملاً متوجه باشند كه موضعگيريها بايد به گونهاى باشد كه در عين حفظ اصول اسلام براى هميشه تاريخ، حافظ خشم و كينه انقلابى خود و مردم عليه سرمايه دارى غرب و در رأس آن امريكاى جهانخوار و كمونيسم و سوسياليزم بين الملل و در رأس آن شوروى متجاوز باشند.»
امام راحل افزودند: «هر دو جريان بايد با تمام وجود تلاش كنند كه ذرهاى از سياست "نه شرقى و نه غربى جمهورى اسلامى" عدول نشود كه اگر ذرهاى از آن عدول شود، آن را با شمشير عدالت اسلامى راست كنند. هر دو گروه بايد توجه كنند كه دشمنان بزرگ مشترك دارند كه به هيچ يك از آن دو جريان رحم نمىكند. دو جريان با كمال دوستى مراقب امريكاى جهانخوار و شوروى خائن به امت اسلامى باشند. هر دو جريان بايد مردم را هوشيار كنند كه درست است كه امريكاى حيلهگر دشمن شماره يك آنها است ولى فرزندان عزيز آنان زير بمب و موشك شوروى شهيد گشتهاند. هر دو جريان از حيله گريهاى اين دو ديو استعمارگر غافل نشوند و بدانند كه امريكا و شوروى به خون اسلام و استقلالشان تشنهاند.»
ایشان ادامه دادند: «البته يك چيز مهم ديگر هم ممكن است موجب اختلاف گردد- كه همه بايد از شرّ آن به خدا پناه ببريم- كه آن حب نفس است كه اين ديگر اين جريان و آن جريان نمىشناسد.» امام(ره) فرمودند: «اگر آقايان از اين ديدگاه كه همه مىخواهند نظام و اسلام را پشتيبانى كنند، به مسائل بنگرند، بسيارى از معضلات و حيرتها برطرف مىگردد ولى اين بدان معنا نيست كه همه افراد تابع محض يك جريان باشند. با اين ديد گفتهام كه انتقاد سازنده معنايش مخالفت نبوده و تشكل جديد مفهومش اختلاف نيست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مىشود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدايت دو جريان مىشود. هيچ كس نبايد خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببيند. البته انتقاد غير از برخورد خطى و جريانى است. اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بىجهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند، به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است. در هر حال، يكى از كارهايى كه يقيناً رضايت خداوند متعال در آن است، تأليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورتها و نزديك ساختن مواضع خدمت به يكديگر است. بايد از واسطههايى كه فقط كارشان القاى بدبينى نسبت به جناح مقابل است، پرهيز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد، لكن اگر ديديد كسى از اصول تخطى مىكند، در برابرش قاطعانه بايستيد.»
اکنون که بار اضافی تجدیدنظرطلبان تا حدود زیادی از دوش انقلاب برداشته شده، زمان آن است که رشد انقلاب و حرکت به سمت خلوص بیشتر با تکیه بر رقابتهای مبتنی بر اخلاق و تقوی در میان خوديها کلید بخورد. آرمانخواهی ممزوج با مصالح واقعی انقلاب از یک سو و مصلحتاندیشی کاذب که اغلب با انضمامی از تساهل و تسامح نسبت به اصول انقلاب همراه میشود از سوی دیگر، میبایست اینک به مصاف هم بشتابند و این گونه است که حرکتی نو و رشدی دوباره شکل خواهد گرفت.
رهبر انقلاب در دیدار چندی پیش خود با مردم قم ضمن پیشبینی دشمنشکن بودن این انتخابات فرمودند: «با اين انتخابات، خون تازهاى به پيكر انقلاب و كشور و نظام جمهورى اسلامى دميده خواهد شد؛ حركت تازهاى براى او پيش خواهد آمد، نشاط تازهاى پيدا خواهد كرد.»
ایشان افزودند: «انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمتزنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى جلب نظر مردم، وعدههاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند؛ اينها نبايد باشد. كسانى كه وارد عرصهى انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كسانى كه نامزد ميشوند، بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است.»
فرم ارسال نظر