صدای مردم

کد خبر: 185
تاریخ انتشار: سه شنبه, 25 دی 1390 00:00
دسته: اخبار

نظر امام خمینی(ره) درباره اولین رقابت جدی میان خودي‌ها؛
لازم نیست همه تابع محض يك جريان باشند/ كدام اختلاف خطرناك است؟

محمد مهدي تهراني: حکایت این روزها در انقلابی آرمانی که هر روز گامی به سمت خلوص، تعالی و رشد پیش می‏‎گذارد، برای آنان که نهضت امام(ره) را تجربه کردند، چندان جدید نیست. رقابت امروز اصولگرایان در برابر هم شاید از برخي جهات مشابه باشد. یعنی همان زمان که جریان‌هاي غیر معتقد به خط امام از دایره خارج شدند و باب رقابت در میان انقلابیون باز شد.

به گزارش رجانیوز، آن روزها محمد علی انصاری در نامه‏ای که خطاب به امام نوشت، مختصاتی از شرایط سیاسی روز را به قلم آورد. آن روزها برخی با تکیه بر ضرورت وحدت، از مصلحت‏ها سخن می‏گفتند و کشیده شدن رقابت در درون انقلابیون را به مصلحت نظام نمی‏دانستند. انصاری در چنین فضایی در نامه خود خطاب به امام به این مسئله اشاره کرد که در صدر هر دو جریان‏ مطرح انقلاب که بعدها به روحانیت و روحانیون معروف شدند، شخصیت‏های انقلابی قرار دارند و این قضاوت را دشوار می‏کند. او از نگرانی‏های خود نسبت به تبعات این نوع رقابت‏ها سخن به میان آورد و با این مقدمه نظر امام را جویا شد.

در متنی که او به رشته تحریر درآورد، چنین می‏خوانیم: «مسئله مهمی که موجب این نوشته گردید، این است که از اول پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تاکنون که در خدمت بوده ام، شاهد ظهور و افول جریان‌هاي فکری و عقیدتی- سیاسی فراوان و متنوعی بوده‏ام که بحمدالله تعالی جریانات انحرافی و الحادی منزوی شده‏اند، ولی دو جریان عقیدتی و سیاسی که هر دو نیز وابسته به انقلاب و مدافع اسلامند و طرفداران زیاد و شخصیت های معتبر دارند، امروز به شکل جدی‏تری در میدان رقابت با یکدیگر قرار گرفته‏اند که این رقابت صرفا در جنبه تئوری نیست بلکه در تمامی میدان‏های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی بروز کرده است و احتمالاً هرچه جلوتر برود، بر ادامه رقابت‏ها و در حقیقت، تضادهای خواسته و ناخواسته افزوده می‏شود که جدای از آن تبعات و آثاری که در کشور به بار می آورد، در مقطع کنونی یک نوع حیرت و سرگردانی شدید در میان طرفداران و افراد هر دو گروه به وجود آورده است که حقیر از جمله این افرادم و نمی دانم وظیفه چیست و چه باید کرد.»

انصاری ادامه داده بود: «آن چیزی که این تحیر را افزون می کند، این است که از یک طرف می‏بینیم اجرای نظریات کلی و سیاسی و اقتصادی هر کدام از این دو جریان در کشور و انقلاب منتهی به نتایجی می‏شود که طرف مقابل آن را خلاف مصلحت می‏داند، به همین دلیل است که در انتخابات مجلس و دولت و امثال اینها رقابت‏ها فشرده‎تر و جدی‏تر گردیده و از طرف دیگر در مواضع کلی و اصولی انقلاب، مانند دفاع از اسلام و محرومین و مبارزه با شرق و غرب آن‌قدر مرز مواضع نزدیک و در حقیقت آمیخته است که چیزی به نام اختلاف مشاهده نمی‏شود و مزید بر این مسئله همه می‏دانیم که اکثر رهبران و افراد مسئول این دو جریان از چهره‏های مبرز و شخصیت‏هایی هستند که بالاترین شاخص اعتبار آنان ارتباط طولانی با حضرتعالی در کسب فیض علمی و اخلاقی و سیاسی بوده است و هر کدام به گونه‏ای در انقلاب سهیم بوده‏اند و مهم‏تر از همه اینها اینکه در جریان تائیدات حضرتعالی می‏بینیم که اکثر افراد این دو جریان با هم مورد حمایت و عنایت بوده‏اند و هر گاه یکی از این جریان تائید شده است، مدتی بعد جریان دیگر تائید گردیده و نمونه‏ها زیاد است.»

انصاری نوشته بود: «برای حضرتعالی که در تعقیب اهداف بسیار بزرگ‌تر از فکر و استعداد ما هستید، مسئله روشن است ولی متاسفانه ما نتوانسته‏ایم آن را درک و حل نماییم و از آنجا که ما برای افکار و اندیشه‏های خود بدون تائید ولایت هیچ‎گونه اصالت و ارزشی نمی‏شناسیم و شدیداً محتاج به رهبری و هدایت حضرتعالی می‏باشیم، احساس می‏کنم که این مسئله از حوادث واقعه‏ای‏ است که اکثر مردم و خصوصاً جوانان پرشور و انقلابی کشور و دانشگاه‏ها و حوزه‏ها با آن مواجهند و حل این مسئله فقط از مسیر نظریات و رهنمودهای حضرت مستطاب عالی امکان‏پذیر می‏شود.»

پاسخ امام به محمد علی انصاری که بعدها به منشور برادری معروف شد، در نوع خود جالب توجه بود. امام وجود اختلاف نظرها در سایه وحدت و برادری را مفید به حال انقلاب و طبیعی دانستند و توضیح دادند که در نظر ایشان نیاز نیست همه افراد تابع محض يك جريان باشند.

امام خمینی(ره) انصاری را کمی احساساتی! دانستند و نوشتند: «كتاب‌هاى فقهاى بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سليقه‏ها و برداشت‎ها در زمينه‏هاى مختلف نظامى، فرهنگى و سياسى و اقتصادى و عبادى، تا آنجا كه در مسائلى كه ادعاى اجماع شده است، قول و يا اقوال مخالف وجود دارد و حتى در مسائل اجماعى هم ممكن است قول خلاف پيدا شود، از اختلاف اخباري‌ها و اصولي‌ها بگذريم. از آنجا كه در گذشته اين اختلافات در محيط درس و بحث و مدرسه محصور بود و فقط در كتاب‎هاى علمى آن هم عربى ضبط مى‏گرديد، قهراً توده‏هاى مردم از آن بي‎خبر بودند و اگر با خبر هم مى‏شدند، تعقيب اين مسائل براي‎شان جاذبه‏اى نداشت. حال آيا مى‏توان تصور نمود كه چون فقها با يكديگر اختلاف نظر داشته‏اند- نعوذباللَّه- خلاف حق و خلاف دين خدا عمل كرده‏اند؟ هرگز.»

امام از کشیده شدن حرف‏های فقها در موضوعات تخصصی به رادیو و تلویزیون ابراز خرسندی کردند و فرمودند هميشه بايد باب اجتهاد باز باشد. ایشان همچنین با اشاره به اختلاف نظرها در مورد مسائل مختلف سیاسی و اقتصادی تصریح کردند: «شما بايد توجه داشته باشيد تا زمانى كه اختلاف و موضع‌گيري‌ها در حريم مسائل مذكور است، تهديدى متوجه انقلاب نيست. اختلاف اگر زيربنايى و اصولى شد، موجب سستى نظام مى‏شود و اين مسئله روشن است كه بين افراد و جناح‌هاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سياسى است ولو اينكه شكل عقيدتى به آن داده شود، چرا كه همه در اصول با هم مشتركند و به همين خاطر است كه من آنان را تأييد مى‏نمايم.»

امام راحل ادامه دادند: «آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دل‌شان براى كشور و مردم مى‏سوزد و هر كدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمين طرح و نظرى دارند كه به عقيده خود موجب رستگارى است. اكثريت قاطع هر دو جريان مى‏خواهند كشورشان مستقل باشد، هر دو مى‏خواهند سيطره و شرّ زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خيابان را از سر مردم كم كنند. هر دو مى‏خواهند كارمندان شريف و كارگران و كشاورزان متدين و كسبه صادق بازار و خيابان، زندگى پاك و سالمى داشته باشند. هر دو مى‏خواهند دزدى و ارتشا در دستگاه‌هاى دولتى و خصوصى نباشد، هر دو مى‏خواهند ايران اسلامى از نظر اقتصادى به صورتى رشد نمايد كه بازارهاى جهان را از آنِ خود كند، هر دو مى‏خواهند اوضاع فرهنگى و علمى ايران به گونه‏اى باشد كه دانشجويان و محققان از تمام جهان به سوى مراكز تربيتى و علمى و هنرى ايران هجوم آورند، هر دو مى‏خواهند اسلامْ قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چيست؟ اختلاف بر سر اين است كه هر دو عقيده‏شان است كه راه خود باعث رسيدن به اين‎همه است. ولى هر دو بايد كاملاً متوجه باشند كه موضع‌گيري‌ها بايد به گونه‏اى باشد كه در عين حفظ اصول اسلام براى هميشه تاريخ، حافظ خشم و كينه انقلابى خود و مردم عليه سرمايه دارى غرب و در رأس آن امريكاى جهان‎خوار و كمونيسم و سوسياليزم بين الملل و در رأس آن شوروى متجاوز باشند.»

امام راحل افزودند: «هر دو جريان بايد با تمام وجود تلاش كنند كه ذره‏اى از سياست "نه شرقى و نه غربى جمهورى اسلامى" عدول نشود كه اگر ذره‏اى از آن عدول شود، آن را با شمشير عدالت اسلامى راست كنند. هر دو گروه بايد توجه كنند كه دشمنان بزرگ مشترك دارند كه به هيچ يك از آن دو جريان رحم نمى‏كند. دو جريان با كمال دوستى مراقب امريكاى جهان‌خوار و شوروى خائن به امت اسلامى باشند. هر دو جريان بايد مردم را هوشيار كنند كه درست است كه امريكاى حيله‏گر دشمن شماره يك آنها است ولى فرزندان عزيز آنان زير بمب و موشك شوروى شهيد گشته‏اند. هر دو جريان از حيله گري‌هاى اين دو ديو استعمارگر غافل نشوند و بدانند كه امريكا و شوروى به خون اسلام و استقلال‎شان تشنه‏اند.»

ایشان ادامه دادند: «البته يك چيز مهم ديگر هم ممكن است موجب اختلاف گردد- كه همه بايد از شرّ آن به خدا پناه ببريم- كه آن حب نفس است كه اين ديگر اين جريان و آن جريان نمى‏شناسد.» امام(ره) فرمودند: «اگر آقايان از اين ديدگاه كه همه مى‏خواهند نظام و اسلام را پشتيبانى كنند، به مسائل بنگرند، بسيارى از معضلات و حيرت‎ها برطرف مى‏گردد ولى اين بدان معنا نيست كه همه افراد تابع محض يك جريان باشند. با اين ديد گفته‏ام كه انتقاد سازنده معنايش مخالفت نبوده و تشكل جديد مفهومش اختلاف نيست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مى‏شود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدايت دو جريان مى‏شود. هيچ كس نبايد خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببيند. البته انتقاد غير از برخورد خطى و جريانى است. اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بى‏جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند، به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است. در هر حال، يكى‏ از كارهايى كه يقيناً رضايت خداوند متعال در آن است، تأليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورت‎ها و نزديك ساختن مواضع خدمت به يكديگر است. بايد از واسطه‏هايى كه فقط كارشان القاى بدبينى نسبت به جناح مقابل است، پرهيز نمود. شما آن‌قدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد، لكن اگر ديديد كسى از اصول تخطى مى‏كند، در برابرش قاطعانه بايستيد.»

اکنون که بار اضافی تجدیدنظرطلبان تا حدود زیادی از دوش انقلاب برداشته شده، زمان آن است که رشد انقلاب و حرکت به سمت خلوص بیشتر با تکیه بر رقابت‏های مبتنی بر اخلاق و تقوی در میان خودي‌ها کلید بخورد. آرمان‌خواهی ممزوج با مصالح واقعی انقلاب از یک سو و مصلحت‏اندیشی کاذب که اغلب با انضمامی از تساهل و تسامح نسبت به اصول انقلاب همراه می‏شود از سوی دیگر، می‏بایست اینک به مصاف هم بشتابند و این گونه است که حرکتی نو و رشدی دوباره شکل خواهد گرفت.

رهبر انقلاب در دیدار چندی پیش خود با مردم قم ضمن پیش‏بینی دشمن‏شکن بودن این انتخابات فرمودند: «با اين انتخابات، خون تازه‌اى به پيكر انقلاب و كشور و نظام جمهورى اسلامى دميده خواهد شد؛ حركت تازه‌اى براى او پيش خواهد آمد، نشاط تازه‌اى پيدا خواهد كرد.»

ایشان افزودند: «انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمت‌زنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى جلب نظر مردم، وعده‌هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند؛ اينها نبايد باشد. كسانى كه وارد عرصه‌ى انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كسانى كه نامزد ميشوند، بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است.»

گالری تصاویر

فرم ارسال نظر